قرآن در داستان آفرینش، به صورت عمیق و زیبایی گفت وگوی میان ملائک و خداوند را بیان می کند. "و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال انی اعلم ما لا تعلمون."( سوره بقره آیه 30 ) ملائک مخالف خلقت انسان هستند و مدعی اند که انسان در زمین جز خون ریزی و فساد کاری نمی کند و خداوند در جواب می فرماید شما نمی دانید، من به خوبی می دانم که چه می کنم.
 

الف:حق بودن و حق داشتن                                

    قرآن در داستان آفرینش، به صورت عمیق و زیبایی گفت وگوی میان ملائک و خداوند را بیان  می کند. "و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال انی اعلم ما لا تعلمون."( سوره بقره آیه 30  ) ملائک مخالف خلقت انسان هستند و مدعی اند که  انسان در زمین جز خون ریزی و فساد کاری نمی کند و خداوند در جواب می فرماید شما نمی دانید، من به خوبی می دانم که چه می کنم.

 انسان تنها موجود شناخته شده هستي است كه مي تواند خلاف اراده خداوند عمل كند . اين مهمترين ويژگي انسان است ، زيرا هیچ گو سفند ی نمی تواند چون گرگ عمل كند  و هیچ کبوتری قادر نیست تصمیم بگیرد گوشت خوار شود. انسان تنها موجودی است که ازقدرت انتخاب خوب یا بد شدن برخوردار است . خدا وند در آ غا ز خلقت انسا ن را مختار آ فریده ؛ به عبا ر ت د یگر خدا وند  از هما ن آغاز، جمهوریت اعلا م کرده است.

ب : حق مخا لفت با حق

 قرآن آشكارا تاكيد می کند  ما راه را نشان می دهیم هرکسي خواست انتخاب می کند و می پذیرد و اگر نخواست کفر می ورزد. " انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا."( سوره انسان- آیه 3 )

 از طرفی در دین اکراه ممکن نیست، چرا که جوهر دین انتخاب آزاد و آگاهانه انسان است. آفت دین نیز ریا است، لذا آیه " لا اکراه فی الدین "( آیه 275 سوره بقره ) به این معنا نیست که نباید در پذيرش دین زور و اجبار اعمال شود، بلکه به اين معنا است که اساسا در ذات دین اکراه ممکن نیست و جوهر دین انتخاب آزاد انسان است.در اکراه و اجبار فرد می تواند به ظاهر و به زبان قبول ، اما در دل انکار كند. در این صورت اکراه برای دیندار شدن مردم بی فایده است و در اساس و مبنا غیر ممکن است.

قرآن بارها تاکید مي كند که مخالفین اعتقادی حق اظهار نظر دارند و از اين منظر اظهار نظر را محدود به کسانی كه داراي  عقیده حق هستند نمي داند. به عنوان مثال قرآن مي فرمايد " ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فاتوا بسوره من مثله"( سوره بقره آیه 23 ) اگر در این قرآن شک دارید، سوره ای مانند آنرا بیاورید. قرآن از مخالفین خود می خواهد که آن را با استدلال نقد و رد کنند. قرآن  خود کلام مخالفین را با تعهد  بسیار زياد ، دقيق وبا امانتداري  تمام نقل می کند و سپس دربرابر آنان درمقام پاسخگويي برمي آيد و مي گويد  " ضرب لنا مثلا و نسی خلقه قال من یحیی العظا م و هو رمیم قل یحیی الذی انشا ها اول مره (سوره یس، آیه 78 ) مثال می زنند و آفرینش خود را فراموش می کنند. می گوید چه کسی می تواند استخوان های پوسیده را دوباره زنده نماید، بگو همان که در آغاز شما را آ فرید ، حال نیز می تواند.

در جای دیگر قرآن کلام کسانی را که منکر اساس دین توحید هستند نقل می کند و پاسخ می دهد:

" و قالوا ما هی الا حیاتنا الدنیا نموت و نحیا و ما یهلکنا الا الدهر و مالهم بذلک من علم ان هم لا یظنون." (سوره جاثیه- آیه 24 )

تر جمه : گفتند که جز همین زندگی دنیا چیزی نیست، در همین جا می میریم و زنده می شویم، طبیعت ما را هلاک می کند، آنان( چنین می گو یند ) علم به این مسئله ندارند، از روی گمان سخن می گویند.

همین مضمون و همین نظر مخالفین انبیاء را در سوره انعام آیه 29- مومنین آیه 37 نیز آمده است.

در این جا، قرآن حرف مخالفین انبیاء را نقل كرده و استدلال آنان را با امانت  بيان مي كند، لذا معلوم است که برای آنان حق اظهار نظر قائل است . از اين رو می توان گفت  قرآن در حوزه اندیشه و نظر، افراد را آزاد می گذارد تا نظر بدهند،  در حوزه اند یشه ازادی انتخاب و نظر وجود دارد ، اما اگر درعمل ستم و حقوق انسان ها را پایمال كنند،  برخورد متفاوتی دارد.

آیه 3 سوره نساء که قبلا به آن اشاره شد خطاب به همه انسان ها است. اين آيه  مفهوم دارا بودن حق را می رساند، یعنی ما راه را نشان دادیم و انسان ها حق دارند آن را رد يا قبول کنند.

می توان گفت که این حق در اساس تکوین خلقت انسان، به آدمی داده شده است. زیرا توانایی بر مخالفت به انسان و تنها به انسان داده شده، و الا همان گونه که قبلا ذکر شد، هیچ موجودی چنین توانایی و قدرتی ندارد.

لذا انسان در اساس آفرینش خود، توانایی یا اختیار بر مخالفت با حق را یافته است. قرآن در حوزه اند يشه و با ور اصرار دارد اگر کسا نی با ور دینی  ندارند آ زاد شان بگذارند هر چند می گو ید آنان  به ضررخودشان عمل می کنند. 

مشروح این بحث درفرصت دیگر ارا ئه خو اهد شد.

ارسال نظرات

 

آرشیو
1387
اسفند (4)
حقوق اساسي (911 بازدید) دانشگاه > حقوق عمومی
حق بودن، حق داشتن (506 بازدید) برداشت های دینی > واژه نامه
حق بو دن و حق داشتن در اسلام (394 بازدید) برداشت های دینی > واژه نامه
مباني نظري انديشه‎هاي دینی (605 بازدید) برداشت های دینی > واژه نامه
1389
خرداد (1)
من جاودان* (402 بازدید) انديشه > انسانشناسی